X
تبلیغات
دکتر وقردوست
 
کلینیک جامع آموزش پزشکی
                                                                 
آخرین مطالب
پیوندها
آمار وبلاگ
شبکه وبلاگی استان کردستان
 جشنواره وبلاگ های برتر
شنبه 14 اسفند‌ماه سال 1389 :: 09:17 ق.ظ ::  نویسنده : کارشناس

فرآورده­های نوترکیب، از جمله واکسن­های نوترکیب، محصولات جدیدی هستند که در نتیجه ظهور فناوری زیستی پا به عرصه نهاده­اند. به مدد این فناوری، بسیاری از واکسن­ها که پیش از این امکان تولید اقتصادی آنها فراهم نبوده است، به مرحله تولید و کاربرد رسیده­اند. خوشبختانه فناوری ساخت این گونه مواد از پیچیدگی خاصی برخوردار نمی­باشد و با اندکی توجه و سرمایه­گذاری و بهره­گیری از توان تخصصی پژوهشگران کشور می­توان امکان تولید آنرا در داخل فراهم ساخت

واکسن­های نوترکیب و رویکرد نوین به فناوری


واکسن­ها هم از جنبه تاریخی و هم از لحاظ رویکرد فناوری دارای طبقه­بندی خاصی هستند. تولید واکسن­های جدید با اتکاء بر فناوری صورت گرفته و در حقیقت این فناوری بوده است که به بشر کمک کرده تا به واکسن­های قدیمی با دیدگاه نوینی نظاره کند یا برای مشکلات غیر قابل حل، راهکاری نوین متصور شود.

واکسن­هایی که هم اکنون در ایران تولید می­شوند، به "واکسن­های سنتی" شهرت دارند که با استفاده از روش­های مرسوم تهیه می­شوند. در این روش‌ها، باکتری (یا ارگانیسم مربوطه) کشت داده می­شود و پس از خالص­سازی فرآورده آن یا غیر فعال‌سازی شیمیایی، ارگانیسم‌ها تحت فرمولاسیون­های خاص خود قرار می­گیرند. واکسن‌های کزاز، فلج اطفال و سیاه‌سرفه نمونه­هایی از این واکسن­ها هستند. اینگونه واکسن­ها به علت ساختار خود سیستم ایمنی بدن را بیش از اندازة لازم و گاه غیرضروری تحریک می­کنند. علاوه بر این چون در برخی روش­ها از ارگانیسم­های پاتوژن استفاده می­شود، ممکن است این ارگانیسم­ها در طی فرایند ساخت واکسن به خوبی غیرفعال نشده و خطراتی را به دنبال داشته باشند.
به همین خاطر رویکرد جدیدی در تولید واکسن­ها بروز کرد که پیکرة باکتری یا بخش‌های غیر‌ضروری از محتوای واکسن حذف می­شد. در واقع این واکسن­ها، حاصل به‌کارگیری بخشی از باکتری است که خاصیت آنتی‌ژنیک داشته و سیستم ایمنی بدن را تحریک می­کند. البته در این مورد نیز مشکل سروکار داشتن با ارگانیسم پاتوژن مطرح بود. بنابراین این فکر همیشه وجود داشت که بتوان پروتئین یا ماده آنتی‌ژن را بجای استخراج از باکتری، در سیستم­های دیگری تولید کرد که ایمنی‌زایی کافی داشته باشند و ضمناً تولید را از نظر اقتصادی مقرون به صرفه کند.

با ابداع روش­های مهندسی ژنتیک، چهرة جدیدی از علوم زیستی پدیدار گشت که در واقع رویکرد جدیدی به دانسته­های قدیم بشر بود. دسترسی به این فناوری جدید، سبب پیدایش حوزه نوینی در تولید مواد بیولوژیک و واکسن­ها (واکسن­های نوترکیب) شد. در این شیوه دیگر لازم نیست کل پیکرة پاتوژن برای تولید واکسن مورد استفاده قرار گیرد، بلکه از یک ژن و فراورده آن برای تولید استفاده می­شود. مثال شاخص این واکسن­ها، واکسن هپاتیت B است که از سال 72 واکسیناسیون آن در ایران برای کودکان اجباری گردیده است. این واکسن­ها قادرند خطرات واکسن­های معمولی را کاهش دهند.

این بخش در دنیا بسیار مورد توجه و اقبال واقع شده و کارهای زیادی نیز روی آن صورت می­گیرد؛ زیرا فناوری خیلی پیشرفته نیاز ندارد و در عین حال قادر است بسیاری از مشکلات قدیمی یا بدون راه‌حل بهداشتی را برطرف سازد.

خوشبختانه بیوفناوری امکانی را فراهم آورده است که به ما اجازه می­دهد برای تولید یک فراورده اقتصادی، حوزه­های متعددی از بیولوژی را به کار گیریم. به طور مثال واکسن­های نوترکیب را امروز می­توان در گیاهان یا میوه آنان تولید کرد و به طور غیرمستقیم با خوردن میوه حاوی ماده مورد نظر، آنرا به بدن منتقل کرد. در واقع با این رویکرد فناوریک، واکسن­های تزریقی به واکسن­های خوراکی تبدیل شده­اند که مصرفشان نیز راحت‌تر است و مقبولیت بیشتری هم دارند. البته این قبیل مباحث هنوز در محدوده کاربردهای انسانی و دامی وارد نشده‌اند. مواردی مثل واکسن‌های ژنی را نیز می‌توان جزو قدم‌های بعدی به‌حساب آورد که بحث آن در این مقوله نمی‌گنجد.

توجه شایسته به تولید واکسن‌های نوترکیب در کشور نشده است


در حال حاضر بیشترین تولید واکسن در موسسه واکسن و سرم­سازی رازی صورت می­گیرد که عمدتاً هم به روش‌های مرسوم و کلاسیک تولید می­شوند. البته باید خاطرنشان کنم که تولید واکسن­های نوترکیب، اگر چه فناوری بسیار پیشرفته و پیچیده­ای نیاز ندارد، اما هنوز در کشور به آن توجه نشده است. ما از توان تخصصی خوبی در بخش نیروی انسانی برخورداریم که با اندکی برنامه­ریزی می­توانیم این بخش از صنعت بیوفناوری را در کشور فعال سازیم. پیش‌نیاز این حرکت، توجهی است که مسئولان کشور در ایجاد زیرساخت­ها و سخت­افزارهای مورد نیاز این فناوری باید به آن معطوف دارند.

ابرقدرت‌های علمی جهان، توسعه این حوزه حساس را در انحصار گرفته‌اند

کشورهای اروپایی و آمریکا بودجه­های کلانی به این امر اختصاص داده­اند. آنها سالهاست که بر روی برنامه­های تحقیق و توسعه در زمینه واکسن­های نوترکیب فعالیت دارند. حتی کشورهای در حال توسعه مثل کوبا این موضوع را جدی گرفته و به تولید اقتصادی نیز رسیده­اند. کشورهای اروپایی به مسئله بهداشت از دید جهانی نگریسته­اند. آنها علاوه بر بعد بهداشتی موضوع، بعد تجاری آنرا نیز مورد توجه قرار داده­اند.

در حال حاضر بیماری‌های ویژه‌ای مثل لیشمانیا و مالاریا وجود دارند که خاص مناطق حاره هستند و در ایران هم شیوع دارند. اما بیشترین فعالیت تحقیقاتی و تولیدی در خصوص واکسن نوترکیب یا داروی این بیماری­ها در اروپا و آمریکا صورت می­گیرد. نتیجه آن‌هم این است که کشورهای بیمارخیز فقط وارد کنندة نتایج این تحقیقات هستند. در این زمینه اروپایی­ها پی‌برده­اند که بازار وسیعی از مصرف‌کنندگان واکسن یا دارو را در اختیار دارند و لذا روی آن به تحقیق پرداخته­اند. متاسفانه در حال حاضر که بیماری ایدز، اکثر جوامع بشری را در برگرفته، چنین بیماری‌هایی نیز به­عنوان بیماری­های ثانویه بیشتر بروز می­کنند. زیرا وقتی سیستم ایمنی بدن ضعیف شود، بروز این بیماری‌ها نیز شایع­تر می­شود.

در مورد مالاریا هم همین بحث وجود دارد. یعنی شیوع این بیماری در آسیا، آفریقا و شبه قاره هند است، اما روش­های درمانی یا تحقیقات دارویی آن عمدتاً در کشورهای غربی صورت می­گیرد.

تولید داخلی را باید جدی بگیریم


- ما نمی­توانیم برای همیشه منتظر کمک اروپایی‌ها باشیم. باید از فناوری­های نو خصوصاً بیوفناوری برای حل مشکلات بهداشتی خودمان استفاده کنیم. برای این منظور راه‌حل­های مختلفی وجود دارد:

خوشبختانه در مورد فناوری‌هایی مثل تولید واکسن نوترکیب، با تجهیزات نه­چندان پیشرفته می­توانیم به اهداف نسبتاً خوبی دست یابیم و در عین حال ارزش افزوده زیادی نیز از نظر اقتصادی کسب کنیم. این صنعت را می­توان جایگزین مناسبی برای صنعت نفت و فرآورده‌های آن دانست، چرا که استقرار آن نیازمند سرمایه­گذاری­های هنگفت شبیه آنچه در نفت و پتروشیمی وجود دارد، نمی­باشد و از سوی دیگر فراوردهایی با ارزش اقتصادی فوق­العاده زیاد تولید می­کند.

به طور مثال در حال حاضر که فروش نفت از وضعیت نسبتاً مطلوبی برخوردار است، در آمد خالص هر بشکه در حدود 16-15 دلار می­باشد در حالی‌که یک لوله آنزیم حاصل از بیوفناوری به حجم 0.02 میلی­لیتر (یعنی معادل یک هشت­میلیونیوم هر بشکه نفت) ارزشی معادل 70 - 50 دلار دارد. گام نهادن در این عرصه به معنای واقعی کلمه یک رویکرد فناوریک محسوب می­شود. یعنی ورود به حوزه­هایی از فناوری که ارزش افزوده آن هزاران بار بیشتر از سرمایه­گذاری مورد نیاز است.

حتی به نظر من، باید خیلی فراتر از تولید داخلی به این مسئله بیاندیشیم. ما بازار مصرف خوبی در کشورهای همسایه ایران داریم که هیچکدام آنها امکانات تحقیق و تولید را در حد و اندازه­های ایران ندارند. از طرف دیگر در برخی از این کشورها بیماری‌های واگیردار وجود دارد که چنانچه ریشه­کن نشود می­تواند جامعه ما را دچار مشکل کند. بنابراین ما نه تنها باید بهداشت و سلامت ملی جامعه خودمان را مورد توجه قرار دهیم و به فکر منافع اقتصادی حاصل از تولید این­گونه واکسن­ها باشیم، بلکه باید بدانیم پاتوژن­ها مرز سیاسی و جغرافیایی نمی­شناسند و برای ورود به هر کشوری، مجوز لازم ندارند. بنابراین یکی از استراتژی­های ما برای فعال کردن صنعت تولید واکسن­های جدید در کشور باید این باشد که به بهداشت و سلامت کشورهای همسایه نیز کمک کنیم تا سلامت خودمان هم تامین گردد. 1. می­توانیم فناوری تولید این داروها را وارد کنیم. یعنی تجهیزات ساخت داروها را به همراه دستورالعمل­های لازم برای تولید آنها وارد کنیم. اما مشکلی که در این خصوص وجود دارد آن است که در صورت تغییر فناوری، مسئله تولید تحت تاثیر قرار می­گیرد و امکان هر نوع تغییر و تحولی حذف می‌شود. 2. علاوه بر وارد کردن فناوری و الگوبرداری از آن، الفبای تولید را نیز فراهم کنیم. برای این کار، باید نیروی انسانی کافی آموزش دهیم تا پس از الگوبرداری از فناوری وارداتی، خودشان بتوانند فناوری نوینی خلق کنند. این بحثی است که بسیاری از کشورهای صنعتی مثل ژاپن، حرکت خود در جهت صنعتی‌شدن را با پرداختن به این مقوله آغاز کرده­اند.

واکسنهای‌نوترکیب‌
می‌توان‌ گفت‌ که‌ در تولید همه‌گونه‌ ازواکسنها از تکنیکهای‌ بیوتکنولوژی‌ بهره‌گرفته‌ شده‌ و می‌شود. لیکن‌ اوج‌ توانمندیهای‌ بیوتکنولوژی‌ نوین‌ را می‌توان‌ در واکسنهای‌ نوترکیب‌ نسل‌ چهارم‌ (ونیز

DNA واکسنها) مشاهده‌ کرد.تابحال‌ برای‌ تولید واکسنها از میکروارگانیسم‌های‌ ضعیف‌ شده‌ یا کشته‌ شده‌ یااجزاء آنها که‌ بصورت‌ طبیعی‌ از آنها استخراج‌ می‌شدند استفاده‌ می‌شد و این‌ امردر موارد قابل‌ توجهی‌ باعث‌ ایجاد عوارض‌ جانبی‌ در افراد می‌گردید. لیکن‌ با توسعه‌ تکنیکهای DNA ‌ نوترکیب‌، واکسنهای‌ نسل‌ چهارم‌ تولید شدند که‌ در آن‌ها تنها از جزء مؤثر در ایجاد ایمنی‌ (جزء ایمونوژن‌) میکروارگانیسم‌ها استفاده‌ می‌شود.نمونه‌ آن‌ واکسن‌ ساب‌یونیتی‌ مؤثر در برابر هپاتیت‌ B می‌باشد.
فرآیند تولید یک‌ واکسن‌ نوترکیب‌ بسیار طولانی‌و پیچیده‌ می‌باشد. در ابتدا بیوتکنولوژیستها باید ایمونوژن‌ترین‌ جزءمیکروارگانیسم‌ها را که‌ معمولاً پروتئینها یا گلیکوپرتئینهای‌ غشائی‌ هستند طبق ‌فرآیندهای‌ بسیار طولانی‌ و پیچیده‌ شناسائی‌ کنند و پس‌ از آن‌ با شناسائی‌ محل‌ وتوالی‌ ژن‌ آن‌ در ژنوم‌ میکروارگانیسم‌ اقدام‌ به‌ تکثیر آن‌ بخش‌ کرده‌ و قطعات‌تکثیر شده‌ را درون‌ پلاسمیدهای‌ ویژه‌ کلونینگ‌ قرار دهند و سپس‌ اقدام‌ به‌انتقال‌ پلاسمیدهای‌ نوترکیب‌ به‌ سلول‌ میزبان‌ مناسب‌ برای‌ تولید آن‌ پروتئین‌ بنمایند. درصورت‌ موفقیت‌ در تولید اقتصادی‌ یک‌ پروتئین‌کاندید برای‌ واکسن‌ یک‌ بانک‌ سلولی‌ و یک‌ بانک‌ پلاسمید از سلولهای‌ نوترکیب‌ایجاد شده‌ و ساختارهای‌ پلاسمیدی‌ آنها ایجاد می‌شود که‌ برای‌ مراحل‌ بعد مورداستفاده‌ قرار گیرد. برای‌ تأیید این‌ واکسن‌ از نظر مؤثر بودن‌،کارآئی‌ و بی‌ضرر بودن‌ برای‌ انسان‌ (یا دام‌) (Clinical Trials) مراحل‌ زیادی‌ باید طی ‌شود که‌ چندین‌ سال‌ بطول‌ می‌کشد. برای‌ تولید صنعتی‌ و تجاری‌ یک‌ واکسن‌ نیازبه‌ سرمایه‌گذاری‌ فراوانی‌ می‌باشد. بخشی‌ از این‌ سرمایه‌گذاری‌ باید برای‌ ایجاد یک‌ محیط‌ کاملاً استاندارد مطابق‌ با شرایط‌GMP (Good Manufacturing Practice) و تسهیلات‌ و تأسیسات ‌استاندارد مطابق‌ با GMP و افراد کاملاً متخصص‌ وآموزش‌ دیده‌ و ایجاد یک‌ سیستم‌ با ثبات‌ حفظ‌ کیفیت‌ گردد.
 
بیومدسین ‌یا بیوفارماسوتیکال
بسیاری‌ از بیماریهای‌ رایج‌ انسانی‌ بدلیل‌نقص‌ ژنتیکی‌ در تولید یک‌ پروتئین‌ فانکشنال‌ در سلولهای‌ بدن‌ می‌باشد. این‌بیماری‌ها که‌ شیوع‌ زیادی‌ در جوامع‌ انسانی‌ دارند اغلب‌ دارای‌ آثار اقتصادی‌ -اجتماعی‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ سایر بیماریها هستند. بعنوان‌ مثال‌ بیماریهائی‌ مانندهموفیلی‌، تالاسمی‌، کم‌خونی‌ها، انواع‌ نقص‌های‌ سیستم‌ ایمنی‌، اختلالات‌ رشد ودیابت‌ و...
باپیشرفتهای‌ اخیر در زمینه‌ علوم‌ زیستی‌ بیوتکنولوژیستها قادر شده‌اند تا باشناسائی‌ این‌ اختلالات‌ و ژن‌های‌ مربوطه‌ به‌ تولید پروتئینهایی‌ بپردازند که‌بدن‌ این‌ بیماران‌ قادر به‌ تولید آنها نیست‌ یا میزان‌ تولید آنها کافی‌ نیست‌. از جمله‌ این‌ پروتئینها می‌توان‌ به‌ انواع‌ فاکتورهای‌ خونی‌، اریتروپوئیتین‌،انواع‌ اینترلوکین‌ها، انواع‌ هورمونها مانند انسولین‌ و هورمون‌ رشد اشاره‌ کرد که ‌درحال‌ حاضر در کارخانه‌های‌ بیوتکنولوژی در مقیاس‌ صنعتی‌ درحال‌ تولید هستند. تولیداین‌ پروتئینها هرچند که‌ هزینه‌ بری‌ زیادی‌ را بهمراه‌ دارد اما باعث‌ کاهش‌چشمگیر مرگ‌ومیر ناشی‌ از اختلالات‌ ژنتیکی‌ شده‌ است‌. بازار تولید این‌ مواد درحال‌ حاضر بالغ‌ برمیلیاردها دلار است‌ و دارای‌ رشد روزافزونی‌ نیز می‌باشد. درحالیکه‌ رشد سالانه‌صنعت‌ دارو 3% می‌باشد، رشد سالانه‌ صنعت‌ داروهای‌ بیوتکنولوژی‌ 25% می‌باشد.
 
 
ژنومیکس‌
پروژه‌ ژنوم‌ انسانی‌ بزرگترین‌ وباارزش‌ترین‌ پروژه‌ در علوم‌زیستی‌ بوده‌ است‌ که‌ تابحال‌ اجرا شده‌ است و در حقیقات‌ منشاء پدید آمدن‌ علم‌ ژنومیکس‌ نیز محسوب‌ می‌شود. پروژه‌ ژنوم‌ انسانی‌ باهدف‌ تعیین‌ توالی‌ژنوم‌ (محتوای‌ ژنتیکی‌) انسان‌ در سال‌ 1996 شروع‌ شده‌ و درسال‌ 2001 با اتمام ‌نسخه‌ اولیه‌ به‌ اوج‌ خود رسید. با کامل‌ شدن‌ پروژه‌ ژنوم‌ انسان‌ دانشمندان‌ به‌ محل‌ دقیق‌ ژنهای‌ انسان‌ پی‌خواهند برد و با شناسائی‌ ژنوتیب‌ مربوط‌ به‌تمام‌ جنبه‌های‌ فنوتیپ‌ انسان‌ به‌ کلید اصلی‌ صفات‌ انسانی‌ دست‌ پیدا خواهندکرد. شناسائی‌ این‌ ژنها دانشمندان‌ را قادر خواهد ساخت‌ که‌ به‌ رفع‌ تمام‌ نقائص ‌ژنتیکی‌ انسانها بپردازند و نیز منشاء تمام‌ حالات‌ جسمی‌ و روحی‌ و رفتاری‌ انسان‌ را شناسائی‌ کرده‌ و در دست‌ خود بگیرند. هم‌اکنون‌ ژنهای‌ جدیدی‌ برای‌ اختلالات‌ جسمی‌ و حتی‌ روانی‌ مانند بیماریهای‌ قلبی‌ و عروقی‌، اسیکزوفرنی‌ و... شناسائی‌ شده‌است‌ و پیمودن‌ این‌ راه‌ با سرعت‌ هرچه‌ تمام‌ ادامه‌ دارد. اینک‌ قدمهای‌ زیادی ‌به‌ انتهای‌ این‌ مرحله‌ سرنوشت‌ساز از تاریخ‌ بشر باقی‌ نمانده‌ است‌ و همگی ‌دانشمندان‌ منتظر به‌ثمر رسیدن‌ دستاوردهای‌ این‌ پروژه‌ در آینده‌ بسیار نزدیک ‌می‌باشند. یکی‌ از ابزارها و شاخه‌های‌ بیوتکنولوژی‌ که‌اخیراً به‌ شکوفائی‌ رسیده‌ است‌ بیوانفورماتیک‌ می‌باشد که‌ کار تجزیه‌ و تحلیل‌داده‌های‌ بدست‌ آمده‌ از (Human Genome Project) HGP و... را انجام‌ داده‌ وآنها را تبدیل‌ به‌ اطلاعات‌ باارزش‌ و قابل‌ استفاده‌ برای‌ دانشمندان‌ مختلف‌می‌نماید.
 
پروتئومیکس‌
دنیای‌ پروتئومیکس‌ دنیای‌ بی‌انتهائی‌ است‌که‌ ما هم ‌اکنون‌ در روزنه‌ ورودی‌ آن‌ قرار گرفته‌ایم‌. دانشمندان‌ بعدازاستخراج‌ اطلاعات‌ ژنوم‌ انسانی‌ به‌ کاربرد آن‌ در حوزه‌ پروتئومیکس‌ می‌اندیشند. در پروتئومیکس‌ دانشمندان‌ براساس‌ اصل‌ یک‌ پروتئین‌ یک‌ ژن‌ بدنبال‌ یافتن‌ کلیه‌پروتئین‌های‌ تولید شده‌ در بدن‌ انسان‌ و ربط‌ آن‌ به‌ یک‌ ژن‌ هستند.
پس‌از اتمام‌ پروژه‌ پروتئومیکس‌ که‌ حتی‌ بسیار بزرگتر و طولانی‌تر و پرابعادتر ازپروژه‌ ژنومیکس‌ خواهد بود می‌توان‌ گفت‌ که‌ انسان‌ به‌ عمده‌ اطلاعات‌ حیاتی ‌لازم‌ در مورد خود دست‌ یافته‌ است‌ و پس‌ از کاربرد این‌ اطلاعات‌ در طراحی‌داروها و فرآیندهای‌ مناسب‌ تقریباً قادر به‌ مبارزه‌ با هر بیماری‌ و هر اختلال‌در بدن‌ خود خواهد بود و حتی‌ قادر به‌ پیشگیری‌ از اکثر آنها خواهد شد. مرحله‌ بعد از (و حتی‌ همگام‌ با) پروتئؤمیکس‌طراحی‌ داروهای‌ بیولوژیک‌ می‌باشد که‌ دانشمندان‌ را قادر می‌سازد پروتئینهای‌مزاحم‌ یا ناقص‌ را خنثی‌ کنند یا تولید پروتئینهای‌ ضروری‌ در بدن‌ را باعث‌ شوند. بازار پروتئومیکس‌ برعکس‌ ژنومیکس‌ بسیارگسترده‌تر و غیر متمرکز بوده‌ و هم ‌اکنون‌ بسیاری‌ از کشورها حتی‌ کشورهای‌ جهان‌سوم‌ مثل‌ برزیل‌ نیز قدم‌ به‌ این‌ عرصه‌ گذاشته‌اند.کلونینگ‌انسان‌
از زمانی‌ که‌ دانشمندان‌ با ابداع‌ روش‌جدید همانندسازی‌ گوسفندی‌ بنام‌ دالی‌ را خلق‌ کردند امیدها و نگرانیهای‌ زیادی‌در جوامع‌ انسانی‌ بوجود آمد. بیوتکنولوژیستها توانستند با انتقال‌ محتوای‌ ژنتیکی‌یک‌ سلول‌ سوماتیک‌ به‌ یک‌ سلول‌ تخم‌ که‌ محتوای‌ ژنتیکی‌ آن‌ تخلیه‌ شده‌ بودبه‌ تولید موجوداتی‌ کاملاً مشابه‌ موجود دالی‌ دست‌ یابند. بازار این‌ فناوری‌ درتکثیر دام‌هایی‌ با خصوصیات‌ ویژه‌ مانند شیر زیاد یا گوشت‌ مناسب‌ بسیار گسترده‌است‌. با اینحال‌ کشیده‌ شدن‌ این‌ بحث‌ به‌ همانندسازی‌ انسان‌ نگرانیهائی‌ را درکشورهای‌ مختلف‌ بوجود آمده‌ است‌. موضوع‌ مرتبط‌ با این‌ امر تولید موجودات‌ یاارگانهای‌ انسانی‌ از سلولهای‌ ریشه‌ای‌ جنین‌ می‌باشد که‌ همانند کلونینگ‌ دارای‌ مخالفان‌ و موافقان‌ خاص‌ خود می‌باشد